حسن حسن زاده آملى
77
مجموعه مقالات (فارسى)
در مسير تكاملى و استكمالى خود به جائى مىرسد كه عالمى عقلى مضاهى و مشابه با عالم عينى خارجى مىشود كه جهانى است افتاده در گوشهاى ، پس اين انسان ، عالم مجرّد عقلانى ، عالم حادث به حدوث زمانى است : انسانهاى كامل به فعليّت رسيده هر يك عالم حادث به حدوث زمانىاند . مادهء كائنات در تحت اراده انسان كامل قرار مىگيرد ، و موجودات عالم چنان در اطاعت خواهند بود ، كه اعضاء و جوارح ما در اطاعت و اختيار ما مىباشد . انسان كامل ، غايت حركت حبيّه و ايجاديه ، و كمال عالم كيانى و غرض آنست ، انسان كامل جامع بين مظهريّت ذات مطلقه و مظهريّت اسماء و صفات و افعال است ، چنان كه جامع بين مرتبتين جمع و تفصيل است و هم جامع بين حقائق وجوبيّه و نسب اسماء الهيه و صفات خلقيه است ، و درباره او گفته آيد كه : دو سر خطّ حلقهء هستى * به حقيقت بهم تو پيوستى اين چنين انسان ، مهمترين معرّف مقامات شامخهء او كلمات جامعه اوست بتعبير امير عليه السلام : « المرء مخبوء تحت لسانه » . كاسهء چينى كه صدا مىكند * خود صفت خويش ادا مىكند معجزات قولى سفراى الهى مهّمتر از معجزات فعلى آنها است ، معجزات فعلى موقّت و محدود به زمان و مكاناند و خلق السّاعة و زود گذرند ، و بعد از وقوع فقط عنوان تاريخى و سمت خبرى دارند ، به خلاف معجزات قولى كه در همه أعصار معجزهاند و براى هميشه باقى و برقرار . معجزات فعلى براى عواماند كه با محسوسات آشنايند و با آنها الفت گرفتهاند و خو كردهاند و پاىبند نشئات طبيعتاند . و به ماوراى آن سفرى نكردهاند . اين فريق بايد با حواس ادراك كنند و به خصوص بايد با چشم به بينند تا باورشان آيد .